حال و آینده‌ی برند خود را چگونه می‌بینید؟

بازبینه‌ی ارزیابی برند

هر برند قصه و سرگذشتی دارد؛ آرزویی که در راه رسیدن به آن، با نیازهای آشکار و پنهانی روبه‌رو می‌شود. آرتیکولت چنان‌ که از نام‌اش پیداست، دنبال حل و رفع مشکلات و نیازهای برندهاست. شاید مرور خودآزمایی زیر به شما کمک کند جهان برند خود را بهتر بشناسید. اگر پاسخ شما حتی به یکی پرسش‌‌های زیر مثبت است، آرتیکولت را برای حل و رفع آن در کنار خود بدانید.

چند مشکل قابل‌حل:
آیا با گذشت زمان برندمان انرژی و جذابیت اولیه‌‌ی خود را در بازار از دست داده است؟
آیا برندمان در بازار رقابتیِ امروز (یا آینده) به‌خاطر ورود و فعالیت‌ رقبای جدید، حرف متمایزی برای گفتن به مخاطبان‌اش ندارد؟
آیا گذشت زمان و تحولات به‌وجودآمده در بازار، برندمان را برای بازار رقابتی‌اش نامتناسب ساخته است؟
آیا با وضعیت ارتباطات فعلی‌ برندمان، پیام‌های مطلوب ما درست و پیوسته به مخاطب منتقل نمی‌شود؟
آیا رشد تدریجی سازمان و محصولات/خدمات‌مان درک هویت برند را برای نیروهای درونی و مخاطبان بیرونی پیچیده و گنگ کرده است؟
آیا نمی‌توانیم ارتباط محصولات/خدمات‌مان را با برند سازمانی درست و دقیق تصریح کنیم؟

چند نیاز قابل‌ رفع:
 آیا معتقدیم کسب‌وکارمان به بلوغ نسبی رسیده و اکنون به ‌دلایل فراوان زمان تمرکز بر هویت و چیستی آن است؟ 
 آیا به‌ دلایل درون یا برون‌سازمانی باید مسیر کسب‌وکارمان را تغییر دهیم و به ‌همین ‌خاطر، نیازمند بازنگری در هویت و استراتژی برندمان هستیم؟ 
 آیا می‌خواهیم نام یا هویت بصری برندمان را به‌ دلایل استراتژیک تغییر دهیم؟ 
 آیا می‌خواهیم محصول/خدمت یا گروه محصولی/خدمتی جدیدی به سبد خود اضافه کنیم و مطمئن نیستیم به برند جدید احتیاج داریم؟ 
 آیا در آستانه‌ی ایجاد کسب‌وکار جدید هستیم و می‌خواهیم با برندی متمایز و تعریف‌شده وارد بازار رقابت شویم؟ 
 آیا می‌خواهیم با ایده‌ای ناب و جدید وارد بازار شویم و مایل‌ایم برای آن هویتی متناسب و جذاب ایجاد کنیم؟ 
 آیا مبتنی بر برنامه‌ی توسعه‌ی کسب‌وکارمان می‌خواهیم در کنار برند کنونی‌،‌ برندی مشابه با بازار هدف متمایز ایجاد کنیم؟ 
 آیا می‌خواهیم همراهی کارکنان با سازمان را عمیق‌تر و پایدارتر کنیم تا روح سازمان با چهره‌ی واحدتر و منسجم‌تر به مخاطبان ارائه شود؟ 
آیا تغییرات راهبردی به‌وجودآمده در سازمان را باید به‌شکل صحیح و جذابی به کارکنان ارائه کنیم تا ایشان این تحولات را راحت‌تر بپذیرند و با آن همراه شوند؟
آیا می‌خواهیم برای تسهیل فرآیند جذب بهترین نیروهای متخصص و همراه‌سازی و حفظ آن‌ها، برند سازمانی‌مان را تقویت کنیم؟ 
آیا نسبت به توانایی و اثربخشی تبلیغات عمومی سنتی شک داریم و ترجیح می‌دهیم مخاطبان‌مان خود ترویج‌گر برند ما باشند؟ 
آیا مطمئن نیستیم که چگونه باید به‌طور مداوم مراقب برندمان باشیم، از آن پشتیباتی و حمایت کنیم و در صورت نیاز آن را تقویت کنیم؟ 
آیا می‌خواهیم از چگونگی وضعیت سلامت و قوت برند خود باخبر شویم یا به‌عبارت دیگر، برندمان را یک «معاینه‌ی» کلی کنیم؟